X
تبلیغات
یالوم، گروه درمانی، اگزیستانسیالیسم

روابط بیرون از گروه ممنوع است. 

اعضای گروه درمانی نمی توانند بیرون از جلسات گروه، با یکدیگر ارتباط داشته باشند. 

دلایل زیر می تواند اهمیت این قانون را روشن سازد:

1- فرض این است که اعضای گروه، به دلیل الگوهای ناکارامد در روابط بین فردی به عضویت گروه در آمده اند. پس توصیه می شود، با اجرای این قانون، از تکرار همین الگوهای ناکارامد در بیرون از گروه جلوگیری به عمل آید. تکرار این الگوهای ناکارامد با یکی از اعضای گروه می تواند به پیچیده شدن جریان درمان گروهی منتهی شود.

2- روابط بیرون از گروه، می تواند به ائتلاف هایی بین اعضا منتهی شود که در ادامه، روند درمان گروهی را به محافظه کاری سوق دهد، زیرا اعضای گروه، دوستی ها و دشمنی های بیرون از گروه را به درون گروه، خواهند کشانید.


اشکال ارتباط بیرون از گروه

1- هرگونه ارتباط خارج از فضای جلسات گروه و در زمان مشخص آن، ارتباط خارج از گروه محسوب می شود.

2- ارتباط اعضای گروه در سالن انتظار، آسانسور، لابی و... می تواند شکلی از ارتباط اعضای گروه در بیرون از گروه باشد.

3- تماس های اینترنتی شامل ارتباط در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک، توییتر و ارتباط از طریق ایمیل از جمله ارتباطات خارج از گروه است.

4- هرگونه تماس تلفنی، پیامکی و مانند اینها، شامل ارتباط خارج از گروه محسوب می شود.


چگونگی مراقبت درمانگر بر ارتباط بیرون از گروه

1- لازم است که گروه درمانگر از کنکاش و تعقیب روابط اعضا، در بیرون از گروه خودداری کند.

2- گروه درمانگر لازم است که با جزییات کامل، شکل ارتباط بیرون از گروه را برای اعضا توضیح دهد. وی لازم است که به اعضای گروه متذکر شود که هر گونه ارتباط آنها با یکدیگر در خارج از گروه، شکلی از زیرپا گذاشتن هنجارهای گروه خواهد بود و می تواند او را ناچار به کنار گذاشتن عضو خاطی از گروه کند.

3- گروه درمانگر لازم است که به اعضا متذکر شود: دوستی در شبکه های مجازی، مانند فیس بوک خلاف هنجارهای گروه است و از اعضا بخواهد که در صورت دوستی، آن را لغو کنند.

واکنش گروه درمانگر در قبال عدم رعایت این قانون

1- در صورتی که گروه درمانگر، خود به تنهایی از این ارتباط آگاه شد، بهتر است، تا زمانی که مطابق قضاوت بالینی خود، این رابطه به فرایند درمان گروهی لطمه وارد نکرده است، از ذکر آن خودداری کند و امیدوار باشد که عضو خاطی، خود آن را بیان کند.

2- در صورتی که یکی از اعضای گروه، ارتباط خود با عضوی دیگر را فاش ساخت، گروه درمانگر گام های زیر را به کار خواهد بست:

الف) تشکر از عضو خاطی به خاطر افشای این رابطه 

ب) بررسی جزییات رابطه تا جایی که به کسب اطلاعات لازم به درمانگر کمک کند.

ج)  دریافت پاسخ این سوال : 

- چرا این جلسه تصمیم به فاش ساختن این زابطه گرفتی؟ 

 - آیا می خواهی که این رابطه را ادامه دهی؟

3- در صورتی که عضو خاطی، به ادامه این رابطه تمایل داشت، گروه درمانگر لازم است که او را از گروه خارج کند.


چند نکته:
1- مراقب باشید که شما، شکلی از رابطه بیرون از گروه با درمانجویانتان نشوید. گاهی بعضی از درمانجویان، به اشکال مختلف تلاش می کنند که با درمانگر خود خارج از جلسات گروه ارتباط برقرار نمایند. 

2- اگر فردی از اعضای گروه تمایل دارد که با شما به عنوان گروه درمانگر، رابطه برقرار کند، احتمالا همین تلاش را می تواند برای ارتباط با یکی دیگر از اعضای گروه نیز به کار بندد.

3- گاهی اعضای گروه با وجود عدم پیشرفت در درمان، همچنان به شرکت در گروه مبادرت می نمایند، احتمال دارد که آنها، منافع دیگری را در بیرون از گروه دریافت می کنند.

4- از اعضای گروه بخواهید که احساسات خود را نسبت به یکدیگر در درون گروه در میان بگذارند.

5- در بعضی از گروه های درمانی مانند گروه درمانی های شناختی، روابط بیرون از گروه می تواند وجود داشته باشد.

6- ارتباط همه ی اعضای گروه درمانی در بیرون از گروه با یکدیگر مانعی ندارد. نگارنده این شکل از رابطه را در کتاب درمان شوپنهاور خوانده است. این رابطه به این شکل است که همه اعضای گروه، در بیرون از گروه با هم هستند. مثلا در کتاب درمان شوپنهاور، همه اعضای گروه؛ پس از پایان جلسه گروه، برای صرف نوشیدنی به کافه می رفتند، پس از آن لازم بود که گزارش این قرار را به گروه درمانگر بدهند. 

5- اجرای این قانون یکی از چالش برانگیزترین قوانین گروه درمانی است.

حمیدرضا ساسان فر، 22 فروردین 91


برچسب‌ها: روابط بیرون از گروه, حمیدرضا ساسان فر, قوانین گروه
نوشته شده توسط  در ساعت 22:26 | لینک  | 

لینک نقدنوشته درمان شوپنهاور، منتشر شده در روزنامه شرق

لینک در magiran
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2563207

لینک pdf نقد نوشته در روزنامه شرق
http://www.magiran.com/ppdf/nppdf/2387/p0238716030141.pdf

لینک همین مطلب در وبلاگ گروه درمانی
http://grouptherapy.blogfa.com/post/3


برچسب‌ها: درمان شوپنهاور, حمیدرضا ساسان فر, روزنامه شرق
نوشته شده توسط  در ساعت 22:1 | لینک  | 

در بیشتر کارگاههایی که اجرا می کنم، یکی از مواردی که توضیح و تبیین آن زمان و انرژی زیادی را می طلبد، تفاوت میان گروه درمانی (Group Therapy) و گروه آموزشی روانی (Psychoeducational Group) است. 


بسیاری از همکاران محترم و دانشجویان به اشتباه گروه آموزشی روانی را با گروه درمانی جابجا می گیرند، در حالی که همانطور که در جدول زیر می بینید، آنها با همدیگر تفاوت های آشکاری دارند. 


این در حالی است که حتی با وجود لحاظ کردن همه متغیرهای لازم برای اجرای گروه درمانی، در صورتی که درمانگر همچنان نسبت به ساز و کار اجرای مداخلات گروهی بیگانه باشد، در عمل و در خوشبینانه ترین حالت تنها درمان انفرادی را در گروه اجرا کرده و شاید بهتر باشد این قبیل درمانها را روان تحلیلی گروهی یا شناخت درمانی گروهی بنامیم تا گروه درمانی تحلیلی یا گروه درمانی شناختی!    

20 بهمن 91

منبع جدول از:

Psychoeducational Groups: Process and Practice 
79johwuhm91hcvb672dm.jpg" style="font-size: 9pt;" />

لینک مشاهده تصویر در ابعاد بزرگتر
http://upload.tehran98.com/img1/79johwuhm91hcvb672dm.jpg


برچسب‌ها: گروه درمانی, گروه آموزشی روانی, حمیدرضا ساسان فر
نوشته شده توسط  در ساعت 19:27 | لینک  | 

در حوزه گروه درمانی، به زودی انجمن روانشناسی اجتماعی ایران، دو کارگاه در تهران و اصفهان برگزار خواهد کرد. 


کارگاه تهران

گروه درمانی روابط بین فردی

9 اسفند

ساعت 8 تا 16

کریمخان، نبش آبان شمالی، ساختمان علامه، دفتر انجمن

جهت ثبت نام در تهران با این شماره تماس بگیرید

09365561895

81032213


**************************************

کارگاه اصفهان

گروه درمانی روابط بین فردی

19 بهمن، 

ساعت 10 تا 18

و

 گروه درمانی چاقی

24 اسفند،

ساعت 11 تا 19

جهت ثبت نام در اصفهان با این شماره تماس بگیرید

 09132261779

 6631995


مدرس: حمیدرضا ساسان فر

شهریه: 60 هزارتومان

پس از پایان دوره به شرکت کنندگان، مدرک معتبر از سوی انجمن روانشناسی اجتماعی ایران اعطا خواهد شد.

اطلاعات بیشتر در iranianasp.com


برچسب‌ها: حمیدرضا ساسان فر, گروه درمانی, روابط بین فردی, چاقی
نوشته شده توسط  در ساعت 14:4 | لینک  | 

گروه درمانی روابط بین فردی (قسمت 1) 

گروه درمانی روابط بین فردی، ابزاری  قدرتمند برای آموختن درباره خویشتن و روابط مان با دیگران است.


گروه درمانی روابط بین فردی چیست؟

گروه درمانی روابط بین فردی شامل گروهی از افراد است (معمولا بین 6 تا 8 نفر) که به طور هفتگی با همدیگر ملاقات می کنند، گروه از یک تا دو درمانگر تشکیل شده است که به مسایل ارتباطی که به مشکلات روانشناختی یا نارضایتی در روابط مربوط است، می پردازد. هر جلسه گروهی تا 2 ساعت به طول می انجامد.


به چه دلایلی افراد به یک گروه درمانی روابط بین فردی بپیوندند؟

افراد ممکن است به دلیل آنکه می خواهند روابط بهتری با دیگران داشته باشند یا احساس بهتری از خود پیدا کنند به گروه درمانی بپیوندند.

 

افراد با دلایل زیر هم می توانند از گروه درمانی منفعت ببرند:

-غلب عصبانی هستند، و در روابط بین فردی خود ناکام اند و احساس رضایت نمی کنند

- در اعتماد به دیگران مشکل دارند

-در ایجاد روابط نزدیک و معنادار با دیگران دچار مشکل می شوند.

- برای اجتماعی شدن نیاز به مصرف الکل یا مواد دارد.

-برای ارتباط با افکار، احساس و نیاز دیگران دچار مشکل هستند.

-بر روی روابطی که با دیگران برقرار می کنند، کنترل ندارند، شاید از خود بپرسند که چرا من در این روابط مخرب، درگیر می شوم؟

-احساس سطحی بودن روابط 

-تجربه اضطراب در موقعیت های اجتماعی

-تنهایی

-تلاش  برای دریافت نیاز دیگران

- مشکل در اعتماد به نفس


گروه درمانی روابط بین فردی چگونه کار می کند؟

گروه درمانی روابط بین فردی یک گروه ساختارنایافته است به این صورت که هیچ صورتجلسه مشخص و رسمی برای هر جلسه ندارد. گروه درمانگر، گروه را با یک سوال آغاز نمی کند و بحث های گروهی در ماهیت خودشان موضوعی ندارند.


در عوض از اعضا خواسته می شود که در آغاز هر گروه


1- تلاش کنند که  به تفکراتشان، احساساتشان و واکنش هایشان که لحظه به لحظه در جلسه اتفاق می افتد، توجه کنند و نسبت به آن آگاهی ذهنی کسب کنند.

2-آنچه را که توجهشان را در گروه جلب کرده است، گزارش دهند.

 هرچند این دو مسئله شاید ساده به نظر برسد اما اغلب افراد با آنها مشکل دارند. بسیاری از ما به طور عادت گونه مطابق افکار و احساسات مان رفتار می کنیم ولی به ندرت به پشت صحنه ی این رفتار در ذهنمان رجوع می کنیم. و از اینکه چه چیزی در پس ذهن ما بر چگونگی تعامل ما در زندگی روزمره اثر می گذارد، خبر داریم.


موارد دیگر...

1- توجه بیشتر به قالب های هیجانی و فکری که رفتارهای ما را هدایت می کند ولی در حاشیه هوشیاری ما قرار گرفته است.

2- آگاهی در مورد الگوهای ارتباطی که ما به ایجاد آن با دیگران تمایل داریم و اینکه چرا ما این الگوها را ایجاد می کنیم.

3-انعطاف پذیری بیشتر در  ارتباط با خود و دیگران

4-عمق بخشیدن به همدلی  برای درک دیگران

ما توانایی تجربه و فهم اینکه چه در ذهن و بدن ما می گذرد را بدون اینکه دفعتا به آن عمل نماییم گسترش می دهیم

در طی این تجربه در گروه، واکنش های خوب و سالم به هیجانات اطراف خود  خواهیم داشت، بدون آنکه از این به بعد، به طور خود به خودی به آنها پاسخ دهیم. در طی گروه،  ما برای اینکه چگونه در موقعیت های مختلف پاسخ خود را انتخاب کنیم، آزاد خواهیم بود و این آزادی به ما در خلق نتیجه ای که در یک رابطه آرزو داشتیم، کمک می کند .از این پس ما در روابط بین فردی خود به شیوه هشیارانه واکنش نشان خواهیم داد.

.

.

ادامه دارد...

ترجمه و تالیف از حمیدرضا ساسان فر (گروه درمانگر)


برچسب‌ها: گروه درمانی, روابط بین فردی, حمیدرضا ساسان فر
نوشته شده توسط  در ساعت 18:24 | لینک  | 

کارگاه
گروه درمانی شناختی-رفتاری اضطراب اجتماعی
(با ارایه مدرک معتبر از دانشگاه تهران)

محل برگزاری 
کلینیک دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران 
(روبروی پل نصر (گیشا) خیابان دکتر کاردان، دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران، ساختمان کلینیک)

زمان
پنج شنبه و جمعه 
14 و 15 دی ماه 
از ساعت 13 تا 19

مدرس
آقای دکتر شفیعی فرد
و
حمیدرضا ساسان فر

12 ساعت
100 هزارتومان

تلفن
امور کارگاه ها:
88485194 - 61117586


برچسب‌ها: حمیدرضا ساسان فر, گروه درمانی, اضطراب اجتماعی
نوشته شده توسط  در ساعت 18:21 | لینک  | 

زندگی نامه دکتر فرانکل (قسمت دوم)
از کودکی تا تبعید

۲۶م ماه مارس سال جاری، یکصدوششمین سالگرد تولد دکتر ویکتور فرانکل است. هدف از برگردان این مقاله که طی سلسله‌مقالاتِ نظام‌مندی در چند روز آینده در این وب‌سایت ارائه خواهد شد؛ پاسداشت شخصیت عظیم یک اتریشی‌ست که مکتب روان‌درمان‌بخشی ِ نوینی را سامان داد. علاقه‌ی فرانکل از آغاز، معطوف به روان‌درمانی بود. او در سنین نوجوانی‌اش به روان‌کاویِ «زیگموند فروی
د» علاقه پیدا کرد و سلسله مکاتباتی را پس از آن با وی انجام داد. بعدتر به دانشکده‌ی پزشکی وین راه پیدا کرد و به تحصیل عصب‌شناسی پرداخت؛ اما علاقه‌اش همچنان به رشته‌ی نوپدید روان‌درمانی برقرار ماند. 

او تا پیش از ارائه‌ی فرضیه‌ی منحصربفردش، با آرای «آلفرد آدلر» در رابطه با روان‌شناسی فردی نیز از در آشنایی درآمد. فرانکل، ارتباط وسیعی با اندیشه‌ی آدلر و فرضیات نظریه‌پردازانِ معاصر حوزه‌ی روان‌درمانی، روان‌پزشکی و فلسفه برقرار کرد و در طول عمرش شخصاً با کسانی چون «رودولف آلرس» (فیلسوف و روان‌پزشک اتریشی)، «گوردون آلپورت» (روان‌پزشک آمریکایی)؛ «هری بینزوانگر» (نویسنده و فیلسوف آمریکایی)، «مارتین بوبر» (فیلسوف شهیر اتریشی)؛ «دیوید کان» (خاخام و فیلسوف لیتوانیایی)؛ «سر جان اکلز» (نوروفیزیولويیست استرالیایی)؛ «مارتین هایدگر» (فیلسوف صاحب‌نام آلمانی)؛ «کارل یاسپرس» (روان‌پزشک و فیلسوف آلمانی)؛ «فریتز کوئنکل» (روان‌پزشک آلمانی)؛ «آبراهام مزلو» (روان‌شناس آمریکایی)؛ «پاول واتسلاویک» (روان‌شناس اتریشی-آمریکایی) و ... ملاقات نمود. از طریق همین ارتباطات بین‌المللی ِ وی بود که فرانکل، به‌عنوان سخنران مدعو در بیش از ۲۰۰ دانشگاه جهان حاضر شد و بارها مردم معمولی از ملل گوناگون را مستقیماً مخاطب خود قرار داد.

زندگی و کار فرانکل، وقفِ برقراریِ نوعی وحدت از جهت مبارزه با کثرت‌گرایی ِ حاکم بر حوزه‌های روان‌شناسی، روان‌کاوی و پزشکی شد. او مقهور مفهوم «معنا» شده بود؛ عنوانی که وی به دایره‌ی واژگان روان‌درمانی افزود و آن را سرمنشأ مکتب شخصی‌اش، یعنی لوگوتراپی نیز قرار داد. شهرت فرانکل، تا حد زیادی منبعث از تعریف تکنیکِ جدیدی موسوم به «قصد متضاد» (Paradoxical Intention) در فرضیات مرتبط با روان‌درمانی‌اش بود. وی این روش را به‌منظور درمان رفتارهای وسواس‌گونه و روان‌پریشی ِ مزمن ارائه داد.

ویکتور فرانکل، به تاریخ ۲۶ مارس ۱۹۰۵، [در وین اتریش] چشم به جهان گشود و به‌جز دو سال و نیمی که به‌عنوان زندانی، در چندین اردوگاه کار اجباریِ آلمان هیتلری طی جنگ دوم جهانی به‌سر برد؛ مابقی عمرش را در وین اقامت گزید. دهه‌ی ۲۰ را به تحصیل پزشکی، در رشته‌ی عصب‌شناسی گذراند. علاقه‌اش به روان‌شناسی و روان‌درمانی از همان اوانِ جوانی شکفته بود و با اخذ درجه‌ی دکترای روان‌شناسی از دانشگاه وین در روزهای پس از اتمام جنگ؛ این کشش به اوج خود رسید.

دلبستگی ِ وی به شهر مادری‌اش چنان زیاد بود که به‌هنگام اشغال اتریش توسط ارتش نازی، برای محافظت از والدین خود، حاضر به ترک خانه نشد و با این کارش اعتنایی به ویزای اقامت در آمریکا هم نکرد. اقامت در وین، نقظه‌ی عظفی در حیات فرانکل محسوب می‌شود.

ردپای تصمیم قاطعانه‌ای که وی در رابطه با ماندنِ در وین گرفت را می‌توان در گرایش نیایش‌گونه‌اش به زندگی و علاقه‌ی به مردم هم جست. سرسپردگی خالصانه‌ی فرانکل نسبت به والدین‌اش - همان‌گونه که با دیگران هم داشت – ریشه در حس قدرتمند انسان‌دوستی‌ وی داشت و توان‌اش در تحمل چنین تصمیمی، علی‌رغم خجالتی بودن‌ او؛ هم‌پیوند با ایمان عمیق‌‌اش به مذهب و احترام به سنت خویشاوندی بود. با وجود تقاضای فراوانِ هزاران‌هزار یهودی از سرتاسر کشورهای در شُرُف اشغال؛ موفقیت فرانکل در دریافت ویزای ایالات متحده در سال ۱۹۴۱، برای وی مایه‌ی بسی شگفتی بود. این ویزا به‌شکلی ناگهانی به‌وی تعلق گرفت و تنها تا سه هفته بعد از دریافتش اعتبار داشت. یهودیان، در زمان رایش سوم وضعیت شدیداً نابسامانی داشتند و برای هرکس این مشخص بود که با گذشت زمان اوضاع رو به وخامت خواهد گذاشت. با این‌حال، فرانکل؛ به‌عنوان سرپرست دپارتمانی وابسته به بیمارستان «روتس‌شیلد» وین، اوضاعی نسبتاً مناسب‌تر در قیاس با دیگران داشت. وی، تحت پوشش برنامه‌ای موسوم به «محافظت از تبعید» بود و این محافظت، اعضای خانواده‌اش را نیز شامل می‌شد و بدین‌معنا بود که ایشان از خطر تبعید به اردوگاه‌های کار اجباری، مصون‌اند.

دریافت ویزا در چنین شرایطی فرانکل را گرفتار تصمیم سختی ساخت. اگر او پاسخ مثبت می‌داد؛ والدین، برادر و خواهرش این حق مصونیت را از دست داده و ناچار، روانه‌ی تبعید می‌شدند. اقامت در وین نیز از سویی به‌معنای احتمالِ کار علمی کمتر و محروم‌ گشتن‌اش از پیشرفت فرضیه‌اش در خصوص لوگوتراپی می‌شد. علاوه بر این، اقامت در وین، شانس زنده ماندن خود و خانواده‌اش را هم به‌شدت کاهش می‌داد. مادامی‌که تاریخ انقضای ویزا نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد؛ فرانکل دریافت که دست‌اش از هرگونه انتخاب رضایت‌بخشی کوتاه است و مدام از قبول هرکدام از این دو گزینه طفره می‌رفت.

یک روز، فرانکل به‌هنگام بازگشت از کار، از کنار کلیسای سنت‌استفان گذشت و صدای ارگ به‌ گوش‌اش خورد. او، به‌عنوان یک یهودی، در جامعه‌ی نازی اجازه‌ی ورود به یک کلیسا را نداشت. اما او با پوشاندن ستاره‌ی زردرنگ لباسش با کیف، وارد شد. فرانکل، به امید کسب حس آرامش و روشن‌ضمیریِ ویژه‌ای که برای انتخاب راه‌های پیش ِ روی‌اش بدان نیازمند بود؛ ساعتی در کلیسا نشست. او، ولی مأیوس از استمرار همان شک پیشین، راه خانه را در پیش گرفت.

زمانی‌که به خانه رسید و به والدین‌اش پیوست؛ قطعه‌مرمری را روی رادیو دید. از پدرش پرسید این چیست؟ و پدر پاسخ داد که هنگام پیاده‌روی‌اش در همان روز، از کنار کنیسه‌ای گذشته است. کنیسه تخریب شده بوده اما پدر این تکه‌مرمر را در میان ویرانه‌ها دیده بود و آن را به‌عنوان یادگار از آنجا برداشته بود. فرانکل، فوراً متوجه مرمر و یا معنایی که در آن نهفته بود، نشد. پدر ادامه داد و گفت این قطعه، مربوط به تابلویی می‌شده که فرامین ده‌گانه‌ی موسی را بر آن نقر کرده بودند. اگر فرانکل نگاهی دقیق‌تر به انگشت پدر کرده بود، می‌فهمید این قطعه سنگ را کدام فرمان پوشانده بود. پدر، به عبری شروع به خواندن چهارمین فرمان کرد: «پدر و مادرت را احترام نما، تا عمرت در آن سرزمینی که یزدان به تو بخشیده، طولانی شود» (سِفر خروج ۲۰:۱۲.( فرانکل احساس کرد که صاعقه‌ای به‌وی خورده و فوراً فهمید که تصمیمش چه بایستی باشد. وی این را نه صرفاً آگاهی ِ آنی؛ که الهامی آسمانی معرفی کرد. فرانکل، اعتنایی به ویزا نکرد و ۹ ماه بعد، بیمارستانی که در آن کار می‌کرد هم بسته شد. عنقریب، او و خانواده‌اش (همراه با نخستین همسرش) روانه‌ی اردوگاه‌های کار اجباری شدند و فقط خواهرش موفق به مهاجرت به استرالیا شد.

تنها یک نفر از هر چهل نفری که به این اردوگاه‌ها راه می‌یافت، زنده می‌ماند. فرانکل، زنده ماندن‌اش را صرفاً شانسی می‌دانست؛ اما نمی‌توان از نقش انگیزه‌های حیات‌بخش‌ او در این بازه از عمرش چشم‌پوشی کرد. انگیزه‌ی زندگی، توان استقامتی شگرف را در برابر تهدیدهای پر‌شماری که احاطه‌اش کرده بودند، به‌وی می‌داد. این انگیزه نیز ریشه در گرایشات روان‌شناختی و روحی‌اش داشت؛ گرایشاتی که کار فکری و نوشته‌های آتی‌اش را مداوماً شکل می‌بخشید و به پیش‌اش می‌راند. به‌هنگام تبعید، او تازه نگارش نخستین نسخه از «لوگوتراپی» (که بعدها در سال ۱۹۵۵؛ در قالب کتابی موسوم به «دکتر و روح» منتشر گردید) را به‌اتمام رسانده بود. این دستخط که هیچگاه عیناً منتشر نشد، انعکاسی از اعتقادات شخصی ِ فرانکل و مواضع فلسفی‌اش بود؛ که مشتمل بر معناجویی ِ زندگی، رنج‌ها و گرایشاتی که ما در لحظه‌لحظه‌‌های عمرمان کسب می‌کنیم، می‌شد. فرانکل، این نسخه‌ی دست‌نویس را در جیب اورکت‌اش جا داده بود و در نخستین روز اقامت‌اش در اردوگاه از دست‌اش داد. عقاید روان‌شناختی ِ فرانکل، فلسفه‌ی حیات، ایمان، دین و بازآفرینی ِ روحی ِ این دست‌نویس از دست‌رفته، امید گرانبهایی را در وجود او پدید آورد که طی سال‌های دردبار اقامت‌اش در اردوگاه‌های گوناگون از اهمیتی حیاتی برایش برخوردار بود و خود، آن را بعدترها عامل نجات‌اش نامید. تجربیاتِ فجیع فرانکل در این دوره، صلیبِ آزمونی برای فرضیات لوگوتراپی شد که تا بدان روز، جایی جز در ذهن مشوش وی نداشتند. او، اصول تئوریِ نوپایش را با تن و جان خود در بوته‌ی آزمایش نهاد. وی به‌یقین دریافت که حس قدرتمندی از معناپویی و هدف، نه‌فقط در حیات روزمره؛ که در وضعیت اسف‌باری که وی آن را به‌چشم خود می‌دید هم محور حیات آدمی را شکل می‌دهد.


منبع: Viktor Frankl – Advocate For Humanity: On his 100th Birthday
پانوشت:
این مقاله، ذر سال ۲۰۰۵ و به پاس یکصدمین زادروز پروفسور ویکتور فرانکل، توسط پروفسور «آلفرد لانگل» و پروفسور «بریت-‌ماری سایکس»؛ نگاشته، و در شماره‌ی ۴۶ نشریه‌ی Humanistic Psychology منتشر گردید.

* - برگرفته از کتاب «انسان در جستجوی معنی»؛ نگاشته‌ی ویکتور فرانکل، ترجمه‌ی دکتر نهضت صالحیان و مهین میلانی – انتشارات درسا


برچسب‌ها: ویکتور فرانکل, معنادرمانی, آلفرد لنگله
نوشته شده توسط  در ساعت 12:20 | لینک  | 

urdcgpicmvjklh4qx96.jpg" /
>کارگاه مقدمات و مبانی گروه درمانی: 4 آبان در تهران و 18 آبان در اصفهان
کارگاه گروه درمانی چاقی: 5 آبان در تهران و 19 آبان در اصفهان

مدرس: حمیدرضا ساسان فر
- کارشناس ارشد روانشناسی بالینی
- دانش آموخته کارگاه برنامه شناختی رفتاری چاقی پروفسور جودیت بک استاد دانشگاه پنسیلوانیا و پرزیدنت انستیتو پژوهشی درمانی بک
- دانش آموخته کارگاه گروه درمانی خانم دکتر نام آور، استاد دانشگاه کمریج ایالات متحده
- دانش پذیرِ دوره های آموزشی گروه درمانی دکتر صنعتی
- پژوهشگر، مشاور و مولف مقالات و مطالعات مرتبط با حوزه گروه درمانی
- برگزار کننده بیش از 100 ساعت کارگاه آموزشی و جلسات درمانی 

شماره تماس تهران: 09357003932-88607812 مرکز مشاوره روان مهر
شماره تماس اصفهان: 09133280712-6629383 مرکز مشاوره یارستان


برچسب‌ها: کارگاه آموزشی, حمیدرضا ساسان فر, گروه درمانی چاقی, مقدمات و مبانی گروه درمانی
نوشته شده توسط  در ساعت 11:51 | لینک  | 

جلسات گروه درمانی روابط بین فردی از 20 مهرماه در محل مرکز مشاوره روان مهر برگزار خواهد شد.

جهت اطلاع از جزییات و شرکت در جلسات درمانی با شماره 88607812 و 09357003932 تماس حاصل فرمایید.

علاقه مندان جهت حضور در جلسات گروه درمانی، لازم است حداقل یک جلسه به صورت انفرادی، جهت بررسی فاکتورهای لازم جهت شرکت در گروه داشته باشند.

نشانی: ونک، میدان شیخ بهایی، برج صدف، طبقه 8 واحد 86


برچسب‌ها: حمیدرضا ساسان فر, گروه درمانی, روابط بین فردی
نوشته شده توسط  در ساعت 11:6 | لینک  | 

نگاهی به زندگی و سیر فکریِ دکتر «ویکتور فرانکل»؛ بنیانگذار مکتب معنادرمانی (لوگوتراپی) – بخش اول
Alfried Längle, Britt-Mari Sykes

هرگز آن شبی را فراموش نمی‌کنم که با غرغر یکی از زندانیان از خواب جستم. به‌شدت دست‌وپا می‌زد و گویا دچار کابوس وحشتناکی شده بود. خواستم مرد بیچاره را بیدار کنم؛ اما ناگهان دستم را که می‌رفت او را تکان دهد، پس کشیدم و از عملی که می‌خواستم انجامش دهم، وحشت کردم. در آن لحظ
ه به این حقیقت رسیده بودم که هیچ خوابی؛ هرچند هولناک نمی‌تواند به تلخی و گزندگی واقعیتِ زندگی ِ اردوگاهی ِ پیرامونِ ما باشد و من ناخودآگاه می‌خواستم او را به آن زندگی بازگردانم» / از خاطرات دکتر ویکتور فرانکل در اردوگاه آشویتس*

با تمامی ِ رنج‌ها و جوری که فرانکل در برهه‌ای از زندگی‌اش به جان خرید، او هرگز تن به باور فرضیه‌ی «گناهِ جمعی» و تأثیر جبر جامعه در بزهکاری‌ها و انحرافات اجتماعی نداد. او بروز روح بزهکاری در ضمیر هر انسان (و صرفاً فردفرد انسان‌ها) را پدیده‌ای مؤخر بر تجلی وجدانِ اخلاقی‌‌اش می‌دانست و حتی فراتر از آن، معتقد بود که عمر آدمی و به‌ بیان بهتر تکامل معنوی هر انسانی را نمی‌توان بر خودباختگی، نکوهش و یا تقصیر استوار نمود. او در سال ۱۹۸۸ و حین سخنرانی‌اش در جریان پاسداشت پنجاهمین سالگرد اشغال خاک اتریش توسط ارتش هیتلر، مدعی شد که هر ملتی آبستن یک هولوکاست است و افزود از ‌همین‌‌رو بایستی‌ ما پیوسته در این باره هشیار باشیم و تمرکز و تقلایمان را معطوف به مصالحه بر سر معناپریشی ِ گورستان‌های فعلاً خالی بکنیم. تفکرات‌اش، تجلی‌بخش روح ملت اتریش، به‌معنای تاریخی‌اش بود. عظمت شخصیت ویکتور فرانکل (Victor Frank) را در ایمان عمیق‌اش می‌توان یافت؛ ایمان به این‌که عمر آدمی، تنها با طی تجربه‌ی خوبی‌هاست که محسوب می‌شود.

ویکتور فرانکل؛ مکتب روان‌درمانی ِ پیشرویی موسوم به «لوگوتراپی و تحلیل اگزیستاسیال (هستی‌شناسانه)‌» را بنیاد نهاد. او که خود پزشکِ کارکشته‌ای بود، از مسیر علاقه‌اش به رشته‌‌های نوپدید روان‌شناسی و روان‌کاوی؛ با نظریات فروید و آدلر آشنا شد. او دو مکتبِ فکریِ نامبرده را نهایتاً از مسیر رویکردی فلسفی به ماهیتِ وجودیِ انسان (از دریچه‌ی نگاه فلاسفه‌ی اگزیستنسیالیست آلمان)، به‌هم پیوند داد و همین، انگیزه‌ی محرکه‌ی وی در اشتیاق‌اش به غلبه بر «کاهش‌گرایی» (Reductionism - به‌معنای شاخه‌بندیِ و پراکندگی هرچه‌بیشتر رشته‌های علمی) و نیز ترویج رویکردی انسان‌محورانه‌تر در قبال سه حوزه‌ی روان‌شناسی، روان‌کاوی و پزشکی شد. فرانکل، هم حیات و هم بخش اعظمی از زندگی ِ کاری‌اش را وقف مقوله‌ی «معنا» نمود. خدمات وی به علم روان‌شناسی، معطوف به تأثیرِ مفاهیمی همچون معنا، احتمال، آزادی و تصمیم؛ بر رفاه روانی ِ هر فرد و تکامل معنوی‌اش می‌باشد. این سلسله‌مقالات، با ارائه‌ی شرحی مختصر از حیات پرافت‌وخیز فرانکل و تعریف مفاد مکتب «لوگوتراپی» (یا معنادرمانی – که وی خود بنا نهاد)؛ تلاشی‌ست در مسیر ترسیم خدمات منحصربفرد فرانکل به علم نسبتاً نوپای روان‌شناسی.

ادامه دارد...
منبع وب سایت رادیو زمانه


برچسب‌ها: ویکتور فرانکل, معنادرمانی, آلفرد لنگله
نوشته شده توسط  در ساعت 0:35 | لینک  | 

zzyyfcunlabqkscp3ptx.jpg" />

انجمن روانشناسی اجتماعی ایران برگزار می کند
کارگاه آموزشی مقدمات و مبانی گروه درمانی

مدرس
حمیدرضا ساسان فر
تاریخ
14 شهریور
محل برگزاری
هفت تیر بلوار کریمخان، ساختمان علامه طباطبایی، اتاق 209
تلفن
81032213


برچسب‌ها: کارگاه آموزشی, گروه درمانی, حمیدرضا ساسان فر, مقدمات و مبانی گروه درمانی
نوشته شده توسط  در ساعت 12:32 | لینک  | 

گروه به تنهایی، در سراشیبی "صعود" به قله های بهبودی ست! 

دخالت های بیش از حد درمانگر، صعود این قطارِ شفابخش را به تاخیر می اندازد، 

نهایتا وظیفه او تعویض به موقع دنده هاست.

حمیدرضا ساسان فر، 9 مرداد 91


برچسب‌ها: گروه درمانی, حمیدرضا ساسان فر
نوشته شده توسط  در ساعت 19:35 | لینک  | 



برچسب‌ها: درمان شوپنهاور, خودافشاگری, حمیدرضا ساسان فر
نوشته شده توسط  در ساعت 21:56 | لینک  | 

(:


برچسب‌ها: یالوم, فروید
نوشته شده توسط  در ساعت 21:17 | لینک  | 



برچسب‌ها: دکتر دینانی, معنا, مرگ, فلسفه
نوشته شده توسط  در ساعت 19:58 | لینک  | 

یالوم اول بار، با همین گروه درمانی و کتابِ درخشانش با عنوان "روان درمانی گروهی"، دینِ خودش را به این حوزه ادا کرده بود ولی همانطور که خودش ابراز می دارد، آن کتاب به زوایای حرفه ای گروه درمانی پرداخته بود و درمان شوپنهاور روابط انسانی دخیل در گروه را آشکار می سازد.


عمده ی نوشته های یالوم در قالب رمان های آموزشی قرار می گیرد، در همین کتابِ مورد بحث نیز خواننده از زبان ژولیوس -گروه درمانگر- و حتی از زبان اعضای گروه، اطلاعات وسیع تکنیکی و بسیار سودمندی را دریافت می کند. آشنایی با فنون اجرا و اداره ی گروه، توسط مولف، گاه در قالب داستان و اتفاقات آن رخ می دهد، مانند زمانی که ژولیوس توسط فیلیپ به خودافشاگری ترغیب می شود یا گاهی نویسنده بسان معلمی به صراحت گروه و فرایندهای آن را شرح می دهد.


ژولیوس یک روانپزشک است، که در حین کار با یک گروه، متوجه بیماری لاعلاج خودش می شود، یک بیماری که به تدریج او را با مرگ قریب الوقوع خودش روبرو خواهد ساخت. در ابتدا چالش های ژولیوس با این پدیده و سپس مواجهه با یکی از مراجعین سابقش به نام فیلیپ، که بعدا یکی از اعضای گروه درمانی او می شود، ساختار اصلی این رمان را رقم می زند.


فیلیپ-درمانجوی سابق ژولیوس- یک شیمی دان وبعدا یک فیلسوف است، که باور دارد، دیدگاه فلسفیِ آرتور شوپنهاور، توانسته او را درمان کند، عملی که به زعم او، ژولیوس، در گذشته نتواسته بود. 


یالوم، در این داستان، فیلیپ را به جای آرتور شوپنهاور _فیلسوف بزرگ_ می شناساند و مخاطب بارها سخنان و نکته های فلسفی شوپنهاور را از زبان فیلیپ در می یابد. یالوم نیر، یک درمیان، فصل های این کتاب را، به مرور زندگی و آرای فلسفی شوپنهاور اختصاص داده است. (روندی که به یکدستی داستان لطمه می زند و گاه مخاطب را از سیر وقایع داستان دور می سازد). 


در نهایت، فیلیپ که در گذشته، مدتها نزدِ ژولیوس، درمان انفرادی را بدون کسب نتیجه رها کرده بود، در نهایت با حضور در جلسات گروهی، شفا می یابد، تا جایی که پس از مرگ ژولیوس، به عنوان گروه درمانگر کار خود را آغاز می کند.


شخصیت ژولیوس (که به نظر میرسد نمایی از یالوم را به دیدگان مخاطب یاداور می شود)، در ابتدای آگاهی خود از جریان بیماری مرگ آورش، دچار بحران های موقتی میشود، که هرچه داستان به انتها نزدیک تر می شود دیگر از آن دلهره ها چیزی نمی خوانیم، این طور به نظر می رسد که نویسنده رمان، از مرگ، و آنچه در ابتدای رمان، موضوع اصلی داستان بوده، به تدریج فاصله گرفته تا آن اندازه که شخصیت فیلیپ و چالش های او در جریان گروه درمانی، جایگزین موضوع محوری رمان قرار میگردد. 


این فاصله گرفتنِ یالوم از درگیری های ژولیوس با مرگ قریب الوقوع اش چنان پررنگ می شود، که گاه خواننده، بیماری ژولیوس را و مرگی که او را انتظار می کشد، فراموش می کند، تا جایی که خبرِ مرگ ژولیوس به ناشیانه ترین شکل در جریان داستان سرهم بندی می شود. 


ببینید یالوم مرگ ژولیوس را چگونه به تصویر می کشد:


"بانی گفت: ژولیوس، ایرادی ندارد اگر برای مراسم آخرین جلسه کیک بیاورم

- قطعا ایرادی ندارد. هر نوع کیک هویجی که دوست داری، بیاور.

اما قرار بود که جلسه خداحافظی رسمی در کار نباشد. روز بعد ژولیوس دچار حملات سردرد سوزانی شد و طی چند ساعت به کما رفت و سه روز بعد فوت کرد.

طبق معمول عصرهای دوشنبه هر هفته، اعضای گروه در کافه تریا دور هم جمع شدند و در سوگ و ماتمی خاموش کیک هویج مرسوم را صرف کردند. ص: 470


شاید، یالوم نیز، از مرگ و پرداختن به تصویر آن می گریزد!


*****


اشتباهات چاپیِ نسخه پارسی کتاب، به ارزش آن لطمه زده است. هر چند کتاب از دو ویراستار بهره برده است ولی باز هم اشتباهات چاپی و ویرایشی فراوان آن، از منظر خواننده ی نکته سنج، دور نیست. 


ترجمه این کتاب روان و قابل قبول است و بررسی کیفیت محتوایی ترجمه را به اهالی آن واگذار می کنم. ولی برایم مشخص نیست که چه توجیهی موجب شده تا صفحه ی تشکر و قدردانی یالوم در ابتدای کتاب به زبان اصلی، به پارسی ترجمه نشود، و یا این که چرا از منابع آخر کتاب، در نسخه فارسی آن اثری نیست؟!


کتاب توسط نشر ترانه منتشر شده است. دو نسخه از این کتاب در بازار موجود است که بر روی جلدِ یکی از نسخه های آن، فقط نامِ دکتر حمید طوفانی، به عنوان مترجم درج شده است، این در حالی است که در نسخه دیگرِ موجود در کتابفروشی ها، نام زهرا حسینیان نیز به مترجم قبلی اضافه شده است!


با این همه، مطالعه این کتاب آن قدر به دانش خواننده می افزاید که حداقل بد نیست، کمی وقت جهت مطالعه این کتاب در نظر گرفته شود.


کتابِ "درمان شوپنهاور" به تنهایی یک کارگاه آموزشی ارزشمند است. 


حمیدرضا ساسان فر

کارشناس ارشد روانشناسی بالینی

24 تیرماه، 91

****

کتابنامه:


نام: درمان شوپنهاور

ناشر : ترانه

نويسنده : دکتراروین یالوم

مترجم : دکتر حمید طوفانی، زهرا حسینیان

١٣٩١, ويرايش اول, چاپ اول

شابك : ٩٧٨٩٦٤٥٦٣٨٩٥٣

وزن و نوع جلد : ٦٠٠ گرم، نرم

قیمت: 12000 ریال

سال انتشار: 1391

نوبت چاپ: اول


برچسب‌ها: نقد کتاب, درمان شوپنهاور, حمیدرضا ساسان فر
نوشته شده توسط  در ساعت 23:7 | لینک  | 

بد نیست اندکی به علت طرد شدن رویکرد اگزیستانسیال از نظام دانشگاهی بپردازیم...روانپزشکی و روانشناسی دانشگاهی بر سنتی اثبات گرا بنیان نهاده شده که به پژوهش تجربی به عنوان شیوه ای ارزیابی کننده ی یک علم می نگرد.
برای دانشمند فوق العاده دشوار است که بر پایه ی تخقیق تجربی در زمینه ی مسایل اگزیستانسیال به حرفه ی دانشگاهی دست یابد. 

اصول اساسی درمان اگزیستانسیال متناسب و قابل انطباق بر شیوه های پژوهش تجربی نیست...و محدودیت های پژوهشی در زمینه ی روان درمانی تجربی، منحصر به رویکرد درمانی اگزیستانسیال نیست، فقط در آن چشمگیرتر است.

پژوهشگران چگونه با این معضل کنار می آیند؟

یک شیوه عبارت است از افزایش پایایی با پرسیدن سوالات کمتر و اتکا به یک منبع اطلاعاتی.
شیوه ی رایج دیگر حذف شاخص ها و معیارهای بی ثبات و نظری و استفاده ی صرف از معیارهای عینی مانند میزان مصرف الکل، پاسخ الکتریکی پوست و...

ولی وای به حال پژوهشگری که می کوشد عوامل مهمی نظیر توانایی دوست داشتن یا اهمیت دادن به دیگری، شور و شوق زندگی، هدفدار بودن، بلند نظری و... را بسنجد.
چنین کسی بارها و بارها در پژوهش روان درمانی با یک اصل اساسی زندگی رو در رو می شود:

دقت نتیجه، با کم اهمیتی و پیش پا افتادگی متغیرهایی که مورد مطالعه قرار گرفته اند، ارتباط مستقیمی دارد. دانش غریبی است!

راه چاره چیست؟
........................................................
ادامه در پست بعدی خواهد آمد. 

... 
منبع: 
روان درمان اگزیستانسیالیسم، نوشته یالوم، ترجمه سپیده حبیب، نشر نی

برچسب‌ها: روان درمانی اگزیستانسیال, روش پژوهش
نوشته شده توسط  در ساعت 13:45 | لینک  | 

اساتید ذن، با اشتیاق حاضرند در سکون بی پایان ذهنی فرو روند، 

یک بالرین، حفظ تعادل را در خود به کمال می رساند، 

کشیش همواره در حال آزمودن وجدان خویش است. 

هر حرفه ی تخصصی، دارای قلمروی است که شخص برای متخصص شدن، لازم است در آن تبحر یابد. 

برای یک روان درمانگر، این قلمرو، دوره ی آموزشی خستگی ناپذیرِ بهسازی خویش است که هرگز از آن فارغ التحصیل نمی شود، 

همان که به اصطلاح "انتقال متقابل" خوانده می شود. 
.
.
یالوم از کتاب دژخیم عشق


برچسب‌ها: دژخیم عشق, انتقال متقابل
نوشته شده توسط  در ساعت 13:42 | لینک  |