قسمت دوم مصاحبه مجله موفقیت با حمیدرضا ساسان فر
........
موفقیت: گروهی از افراد هستند که در اثر تعامل های شخصی دچار آسیب شده اند حالا چگونه وقتی در گروه قرار می گیرند در اثر تجربه مجدد همان تعاملها درمان میشوند؟
حمیدرضا ساسان فر: در اصل بسیاری از افراد به تعامل های مشکل دار خودشان واقف نیستند و نمیدانند که چه اثری بر دیگران میگذارند هرچند در این کار قصدی ندارند ولی به هر حال دیگران را میرنجانند.پس در گروه شاهد تکرار صرف رفتار آسیب زا نیستیم بلکه در گام اول به شناسایی این رفتار و سپس تغییر این رفتار مبادرت می کنیم.
موفقیت: آیا از طریق اصلاح فرایندهایی که در تعامل بین افرادگروه صورت میگیرد این امکان وجود دارد روابط خانوادگی را هم اصلاح کرد؟
حمیدرضا ساسان فر: بله، اصلاح رفتار درمانجو در موقعیت شبیه خانواده یا جامعه یکی از فاکتورهای شفا بخش گروه هست.گروه مینیاتور کوچکی از جامعه یا خانواده ماست. خیلی وقتها اعضا بیان میکنندکه واکنش یکی از اعضا من را به یاد پدرم یا مادرم میاندازد و الگوهای ارتباطی را که با پدر یا مادر خود داشته اند در گروه تکرار میکنند.
موفقیت: در طی گروه درمانی مسلما یک هویت گروهی شکل می گیرد، اعضا به این هویت وابسته نمی شوند؟
حمیدرضا ساسان فر: طبعاً به مهارت گروه درمانگر بستگی دارد که بتواند گروه را به این مسیر هدایت کند که اعضا برای ترک از گروه و زندگی بهتر درجامعه آماده شوند، وابستگی های درون گروهی را شناسایی و همانجا روی آنها کار کنند تا افراد به توانایی هایی برسند که در بیرون از گروه سالم تر و با آرامش بیشتر رفتار کنند. همانطور که والدین وظیفه دارند در یک سنی فرزندشان را برای زندگی مستقل آماده کنند گروهدرمانگر هم بعد از مدتی باید اعضای گروه را به این درجه برساند که بتوانند از گروه خارج شوند.
موفقیت: گروه درمانی طی چند جلسه صورت می گیرد؟
حمیدرضا ساسان فر: بستگی به نوع اختلال دارد. طبق عقیده یالوم-یکی از گروه درمانگران مشهور- اگر فردی 6ماه متعهد شود که در گروه حضور داشته باشد می توانیم انتظار داشته باشیم که تغییرات بارز و قابل توجهی را در زندگی تجربه کند. بطور معمول گروه درمانی 20 جلسه، هفته ای یک بار ودر مجموع 40 ساعت به طول می انجامد.
موفقیت: گروه درمانی برای کدام محدوده سنی مناسب هست؟آیا محدودیت سنی داریم؟
حمیدرضا ساسان فر: گروه درمانی در گروه سنی کودکان، نوجوانان، بزرگسالان و سالمندان اجرا می شود.یکی از مواردی که گروه درمانگران برای تشکیل گروه مدنظر قرار می دهد همسان کردن اعضای گروه از نظر سن هست. طبعاً حضور نوجوانان در کنار سالمندان تناسب خاصی ندارند ولی این به این معنا نیست که ما هیچوقت در هیچ گروهی، هیچ سالمندی را کنار هیچ نوجوانی قرار نمیدهیم، خیلی وقتها این همجواری اتفاقاً خوب است و تبادل نظرهایی که اتفاق می افتد، مناسب هست.
موفقیت: گروه درمانگر چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ باید فرد متخصص و اموزش دیده باشد یا هر کسی می تواند گروه را اداره کند؟
حمیدرضا ساسان فر: گروه درمانگر حتما باید فرد آموزش دیده ای باشد (روانشناس،روانپزشک، مشاور) و در برخی موارد افرادی که مثلا فلسفه خوانده اند و آموزشهای تجربی دیده اند هم توانسته اند گروههایی را اداره کنند ولی این افراد ابتدا تحت نظر یک روانشناس یا روانپزشک باید آموزش دیده باشند. یکسری گروههای دیگر هم هستند مثل الکلی های گمنام، معتادان گمنام که در این گروهها از بین خودشان افرادی که تجربه مسافرت دارند و موفقیت هایی را د اشته اند، انتخاب می کنند و این کاملا با گروه درمانی فرق می کند وموضوع ورویکرد متفاوتی دارد.به همین خاطر ما در گروه درمانی این حساسیت را داریم که گروه درمانگر حتما آموزش دیده باشد.
موفقیت: شما بعنوان فردی که در زمینه گروه درمانی تجربه دارید فکر می کنید چه باورهایی باید در مورد گروه درمانی اصلاح شود وبهتر است افراد با چه پیش زمینهای وارد گروههای درمانی بشوند؟
حمیدرضا ساسان فر: ببینید گروهی از افراد می گویند گروه درمانی به درد ما نمی خورد چون ما اصلا در گروه نمیتوانیم صحبت کنیم، جایی که نمی توانیم صحبت کنیم چرا باید بیاییم؟ ما می گوییم اتفاقا باید با جایی که مشکل داری، مواجه بشوی.دوری کردن از مشکلاتمان، درمان مشکلاتمان نخواهد بود.دیگر اینکه من فکر میکنم مردم باید خودشان را آماده کنند که گروهها را در جلسات اولیه ترک نکنند چون اثر بخشی گروه از جلسات میانی به بعد آشکار میشود.ما باید از مردم بخواهیم زمانی که در گروه دچار استرس میشوند یا احساس بدی پیدا میکنند گروه را ترک نکنند بلکه اصرار داشته باشند که باز ادامه دهند و موضوع را در گروه بررسی کنند.ما یک ضرب المثلی در گروه درمانی داریم که میگوییم: «افراد فقیر فقیرتر می شوند و افراد پولدار پولدارتر»؛ یعنی فردی که خزانه روابط بین فردی خوبی دارد در گروه می ماند و بیشتر استفاده می کند، یعنی ثروتمند داخل گروه میاید و ثروتمندتر خارج میشوذ؛ و آن کسی که ابتدابا کوله بار کمتری از خزاین رفتاری به گروه وارد می شود، از این بابت فقیر هست و وقتی زودتر هم گروه را ترک میکند فقیرتر میشود و این موضوع ناراحت کنندهای است. به همین خاطر لازم است که اعضای گروه پشتکار داشته باشند و به خواست خودشان در گروه باقی بمانند.
سوال دیگری که مردم از ما میپرسند این هست که شما میخواهید ما را در گروهی ببرید که حداقل 8-7 نفر مشکل دارند، 7-8 نفر آدم مشکل دار چطور میتوانند به من کمک کنند پس من می خواهم فقط با شما مشاوره داشته باشم! اولاً این نگاه، یک نگاه «همه یا هیچ» هست یعنی میگوییم یا مشکل دارم یا ندارم. نه اینطور نیست!همه انسانها از وجوه سالم و ناسالم شخصیتی تشکیل شده اند. افرادی که در گروه شرکت می کنند هم همینطور هستند پس کسی که در بخشی خوب نیست و نیاز به کار دارد می تواند از بخش خوب دوستش کمک بگیرد یعنی اینها با هم تکمیل کننده هستند.
مساله دیگری که مطرح میشود این است که 6ماه زیاد است و ما میخواهیم 2 ماه یا 1 ماه بیاییم صحبت کنیم و تا مشکلاتمان حل شود! توجه به این نکته لازم است که وقتی بهعنوان مثال ما مشکلی را تا سن 33-34 سالگی به همراه داریم و یک عمر این مشکل را بردوش خود حمل کرده ایم پس حل آن نیاز به زمانی طولانی دارد، یعنی فرد باید متوجه باشد که چیزی که سالها طول کشیده و به تدریج و بصورت خزنده ریشه دوانده و در وجود فرد تلنبار شده نمی تواند یک شبه از بین برود
مورد بعدی اینست که افراد فکر می کنند، برای مراجعه به روانشناس و در دل آن گروه درمانی، حتما باید مشکل عجیبی داشته باشند یا اتفاق بسیار عجیبی برایشان افتاده باشد تا مراجعه کنند (به خاطر باورهایی که در آنها شکل گرفته، مثلا من مدتی قبل به تماشای تئاتری رفته بودم که موضوع آن در مورد یک بیمارستان روانی بود و بازیگران آن نمایش، اداهاو صداهایی که در میآوردند که من بعنوان روانشناس اصلا نظیر آن را در هیچ بیماری ندیده بودم حالا ممکن است افراد فکر کنند که برای مراجعه به روانشناس باید به این حد برسند (مثلا از این نوع حرفها بزنند و آنگونه عمل کنند).نه اینطور نیست! یعنی الزاما به این معنا نیست که فرد باید بیمار باشد یا حتما یک مشکل بسیار حاد و پیچیده ای را در روابط بین فردی خود تجربه کند، اصلاً ما میخواهیم بگوییم این درمانها کمک میکند که ما به این مراحل نرسیم!
برخی میگویند من در جمع هایی که حضور دارم، در نهایت کارم به دعوا یا قهر می کشد و از آن جمع بیرون می آیم، خوب لابد اینجا هم که گروه است اگر بیایم مثل همان جمع های قبلی مجددا قهر می کنم! خوب اولا اینجا یک گروهِ «درمانی» هست و یک درمانگری در گروه هست که کاملا حواسش هست که همچین اتفاقی نیفتد و به تو بازخورد میدهد.چون فضا کاملاً متفاوت است ما در گروه درمانی فضایی امن، آرام و بدون قضاوت داریم بنابر این نمیتوانیم اینگونه فکر کنیم که قرار است جایی برویم که همان رفتارهای بیرون را بدون هیچ تغییری دوباره تکرار کنیم.
مساله دیگر که قبلا اشاره شد و باز لازم است تکرار کنم این است که گروه درمانی را با گروه الکلی های گمنام، معتادان گمنام یا با کلاسهای درسی و سخنرانی های گروهی با گروههای آموزشی- روانی اشتباه نگیریم. مثلا اگر جایی 20 نفر حضور داشتند و یکنفر داشت سخنرانی میکرد به اشتباه آن را گروه درمانی بنامیم. اگر بخواهم خیلی خلاصه و فشرده این تفاوتها را بگویم لازم است توضیح بدهم که ما در گروه درمانی تعداد اعضای گروهمان 6 الی 8 نفر و نهایتا 12 نفر هست اما آنجا محدودیتی وحود ندارد. ما در گروه درمانی می خواهیم «درمان» کنیم در گروههای آموزشی- روانی می خواهیم «آموزش» بدهیم.در گروه درمانی بحث رازداری و قضاوت نکردن را داریم در آموزش روانی نداریم.در گروه درمانی روابط بیرون از گروه ممنوع است اما در آموزش روانی و سخنرانی ها ممنوع نیست.
مورد دیگر این هست که افراد عنوان میکنند: حالا اجازه بدهید من در مورد اتفاقات درون گروه با مثلا مادرم صحبت کنم، چون هیچ چیزی نیست که مادرم از آن بی خبر باشد. و وقتی ما به خاطر مصالح درمانجو با این کار مخالفت می کنیم آنها رنجیده می شوند. کلا وقتی ما با یک پزشک صحبت میکنیم و پزشک به ما میگوید دارو بخور یا نخور، فوری قبول می کنیم و می گوییم حتما نفعی در آن هست اما در کار ما یک مقداری سخت تر هست و ما باید قانع سازی کلامی انجام بدیم، وقتی پزشک توصیه می کند که دارو را نخور وگرنه شب دچار بی خوابی میشوی وقتی یک شب نخوریم و خوابمان نبرد، از فردا خواهیم خورد، اما در مورد کار ما فرق میکنه و باید یک مقداری درگیر چالش بشیم. توصیه من به مخاطبان این هست که از این منظر به متخصص و روان شناس خود اعتماد ک
افراد چه برای ورود و چه برای خروج از گروه کاملاً آزاد هستند. و هر موقع خواستند میتوانند اعلام کنند که من نمیخواهم شرکت کنم و هیچ اجباری وجود ندارد که باید در گروه بمانند اما توصیه من اینست که این فرصت را به خودشان بدهند که حداقل 4 الی 5 جلسه در گروه باشند بعد اگر دلشان نخواست گروه را ترک کنند.
یک قسمت مهم از رشد و گسترش گروه درمانی هم حاصل همکاری همکاران ماست که یک سیستم ارجاعی دقیق داشته باشند و گروه درمانی را بعنوان یک پدیده مهم، اثر بخش و به نظرم جذّاب بشناسند و مراجعین خود را به آن ارجاع بدهند.مجدد آن جمله ای که خطاب به فروید گفته شده را یادآوری میکنم، وقتی میگوید: کار من از آنجایی شروع میشود که کار تو تمام میشود یعنی انگار که کار در درمان انفرادی، درمان نیمه تمام است.
فیلمها و آثار فرهنگی هم خیلی مهم و تاثیرگذار هستند.در برخی فیلمها روابط بسیار زیبایی را در درمان انفرادی به تصویر میکشند اما در مورد درمان گروهی من فیلم هایی را به این شکل به خاطر ندارم . پس لازم هست فرهنگ سازی داشته باشیم که افراد برداشت صحیحی از پدیده گروه درمانی داشته باشند.
به نظر من گروه درمانی خیلی جذّاب است و اگر کسی در گروه حاضر باشد به هیچ شکلی حاضر نمیشود تجربه گروهی خود را با درمان انفرادی عوض کند. این بدان معنا نیست که درمان انفرادی نباشد، ما گاهی اوقات به موازات درمان گروهی درمان انفرادی داریم.ولی واقعاً گروه درمان طعم خاصی دارد که اگر مردم آن را بشناسند خیلی لذت می برند و مدام دوست دارند به هر نحوی که شده آن را تکرار کنند و یک خاطره خوب برایشان به جا میماند.من فکر می کنم مجله شما به عنوان یک رسانه اگر بتواند افکار و کلیشه های غلطی که درباره گروه درمانی برای مردم بوجود آمده است را اصلاح کند بسیار در این زمینه کمک کرده است.
موفقیت: یک کتاب مفید که در این زمینه به خوانندگان معرفی کنید
حمیدرضا ساسان فر: در مورد گروه درمانی کتابی که مخاطبان عزیز خیلی راحت و شیرین میتوانند مطالعه کنند کتاب درمان شوپنهاور، نوشته اروین یالوم، ترجمه دکتر حمید طوفانی و زهرا حسینی از نشر ترانه را پیشنهاد می کنم.
این سایت/ وبلاگ در دامنه های زیر هم قابل دسترسی است: