اگزیستانسیالیسم و نظام دانشگاهی
بد نیست اندکی به علت طرد شدن رویکرد اگزیستانسیال از نظام دانشگاهی بپردازیم...روانپزشکی و روانشناسی دانشگاهی بر سنتی اثبات گرا بنیان نهاده شده که به پژوهش تجربی به عنوان شیوه ای ارزیابی کننده ی یک علم می نگرد.
برای دانشمند فوق العاده دشوار است که بر پایه ی تخقیق تجربی در زمینه ی مسایل اگزیستانسیال به حرفه ی دانشگاهی دست یابد.
اصول اساسی درمان اگزیستانسیال متناسب و قابل انطباق بر شیوه های پژوهش تجربی نیست...و محدودیت های پژوهشی در زمینه ی روان درمانی تجربی، منحصر به رویکرد درمانی اگزیستانسیال نیست، فقط در آن چشمگیرتر است.
پژوهشگران چگونه با این معضل کنار می آیند؟
یک شیوه عبارت است از افزایش پایایی با پرسیدن سوالات کمتر و اتکا به یک منبع اطلاعاتی.
شیوه ی رایج دیگر حذف شاخص ها و معیارهای بی ثبات و نظری و استفاده ی صرف از معیارهای عینی مانند میزان مصرف الکل، پاسخ الکتریکی پوست و...
ولی وای به حال پژوهشگری که می کوشد عوامل مهمی نظیر توانایی دوست داشتن یا اهمیت دادن به دیگری، شور و شوق زندگی، هدفدار بودن، بلند نظری و... را بسنجد.
چنین کسی بارها و بارها در پژوهش روان درمانی با یک اصل اساسی زندگی رو در رو می شود:
دقت نتیجه، با کم اهمیتی و پیش پا افتادگی متغیرهایی که مورد مطالعه قرار گرفته اند، ارتباط مستقیمی دارد. دانش غریبی است!
...
منبع:
روان درمان اگزیستانسیالیسم، نوشته یالوم، ترجمه سپیده حبیب، نشر نی
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم تیر ۱۳۹۱ ساعت 13:45 توسط حمیدرضا ساسان فر
|
این سایت/ وبلاگ در دامنه های زیر هم قابل دسترسی است: